سفارش تبلیغ
صبا ویژن
♥`همسرانه´♥

باز هم دلم گرفته بود

چه روز سختی ، از آن روزها که همه ی غصه ها و نداشته هایم فیلم گونه در جلوی چشمم ورق می خورند.

بغض کرده در مقابلش نشسته بودم و افکارم وجودش را کمرنگ کرده بودند

چشم در چشمانم دوخت ، چه نگاه پر نفوذی . تا ته قلبم نفوذ کرد و تپش قلبم بیشتر شد.

اشک های حلقه زده در چشمم سرازیر شد و یک لحظه چهره اش تار شد، چشمانم را بستم . در نگاهی دیگر چشمانش می خندید، اشکم را که با انگشتش پاک کرد ، یادم افتاد به جای همه کس فقط او را دارم ، دوستم دارد و دوستش دارم همین کافیست ، غصه برای چه ...

کاش می دانستم با چه واژه هایی یادآور شوم که فقط برای او هستم .

شکرت خدایاااا





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 92/7/21 توسط وارث فاطمه
.: Weblog Themes By PayamBlog :.


VPN

روانشناسی